پست 9 از 12 در مسیر مسیر شروع روایتگری

بعد از شناخت مخاطب در روایتگری به بخش لایه های روایی می‌رسیم. در این بخش مشخص می‌کنیم قرار است در چه لایه‌ای داستان خود را روایت کنیم، چطور می‌شود که یک شرکت دارویی فیلمی می‌سازد و از کیفیت زندگی صحبت می‌کند؟ شرکت دیگری پروسه تولید را نشان می‌دهد و مجموعه‌ای دیگر داستان موفقیت یک فرد بعد از استفاده از محصول را روایت می‌کند؟ وقتی مجموعه‌ای داستانی را روایت می‌کند که «با کیفیت زندگی کن»، در چه لایه‌ای روایت کرده است؟

برای اینکه موضوع شفاف‌‌تر شود تصور کنید شرکت تولید کننده چای کیسه‌ای چه سوژه‌هایی برای روایت می‌تواند داشته باشد؟ می‌تواند کلیپ کوتاهی درست کرده و از کیفیت چای کیسه‌ای خود فیلمی تهیه کند. می‌تواند درباره الیاف بسته‌‌های چای کیسه‌ای صحبت کرده و تاثیر آن در طعم چای را شفاف کند، می‌تواند از ارزش کلی چای بنویسد و تاثیر آن در سلامتی را مطرح کند، می‌تواند درباره ارزش وقت و سرعت در زندگی فیلمی کوتاه بسازد، یا شاید هم تاثیر استراحت‌های کوتاه در کیفیت کارها بتواند سوژه‌ای مناسب برای آن شرکت باشد…

تفاوت این داستان‌ها در لایه روایی آنهاست، ما می‌توانیم داستان‌های مختلفی در لایه‌های متفاوت روایت کنیم. در این بخش از ابزار روایتگری «لایه روایی» را مشخص می‌کنیم.

 

لایه های روایی ابزار روایتگری

 

چرا به لایه‌های روایی نیاز داریم؟
احتمالا تا این مرحله موضوع شفاف‌تر شده است، اما ببینیم چرا به لایه های روایی نیاز داریم، به همان مثال تولیدکننده چای‌کیسه‌ای برگردیم، مخاطب ما تصور می‌کند «چای کیسه‌ای، بی‌کیفیت‌ترین چای بازار است» و ما می‌خواهیم با روایت مجموعه داستان‌هایی تصویر ذهنی مخاطب را تغییر دهیم. لایه‌های روایی کمک می‌کنند بعد از مشخص کردن مخاطب و هدف‌مان از روایت، بتوانیم از زوایای مختلف به موضوع نگاه کرده و به‌شیوه‌ای متفاوت داستان‌مان را روایت کنیم.

در همین مثال تولیدکننده چای کیسه‌ای ببینیم در لایه‌های مختلف چه سوژه‌هایی می‌توانیم پیدا کنیم:
– در لایه برند: می‌توانیم از قدمت برندمان صحبت کنیم، قدمت می‌تواند نشانگر کیفیت باشد، اینکه زمانی در زمینی کوچک به کشت چای مشغول بوده‌ایم و امروز صاحب کارخانه‌ای هستیم با همان دقت و حساسیت به طعم چای… دیروز برای خانواده ۴ نفره خود چای‌کاری می‌کردیم و امروز برای خانواده چندمیلیونی خود…
-در لایه محصول: می‌توانیم از طبیعی بودن چای صحبت کنیم، چایی که بدون مواد سمی با ماه‌ها تلاش آماده شده، خشک می‌شود و درنهایت به‌صورت چای‌کیسه‌ای به‌دست ما می‌رسد.
-ددر لایه بازار: در لایه بازار موضوع را فراتر می‌بینیم، معمولا از ویژگی‌هایی صحبت می‌کنیم که مربوط به بازار چای کیسه‌ای می‌شود و فقط مربوط به برند و محصول ما نیست. در این حالت می‌توانیم از الیاف بسته‌بندی چای کیسه‌ای صحبت کنیم، جنس این الیاف به اندازه کیفیت چای مهم هستند چرا که می‌توانند تاثیر زیادی در طعم و سلامتی داشته باشند.
-ددر لایه صنعت: در این لایه فراتر رفته و از صنعت نوشیدنی صحبت می‌کنیم. می‌توانیم از تاثیر مایعات گرم و تاثیر آن بر سلامتی صحبت کنیم.
-در لایه مفهوم: در این لایه کشف می‌کنیم که چای به چه مفاهیمی ارتباط دارد و از مفاهیم انتزاعی‌تر صحبت می‌کنیم. می‌توانیم از تاثیر توقف‌های کوتاه در زندگی مطلبی منتشر کنیم. وقتی سخت درگیر کاری جدی هستیم و برای چند دقیقه مکث می‌کنیم و دوباره ادامه می‌دهیم. «چای کیسه‌ای، توقفی کوتاه برای حرکتی قوی‌تر»

به نظر شما این داستان در چه لایه‌ای روایت شده است؟

 

در هرلایه روایی یک سوژه می‌توانیم داشته باشیم؟
جواب سریع «نه»، جواب کاملتر اینکه لایه‌های روایی سطح روایت را مشخص می‌کنند، در هر سطح می‌توانیم سوژه‌ها و ایده‌های متنوعی داشته باشیم، در همین مثال تولیدکننده چای‌کیسه‌ای در لایه محصول می‌توانیم ایده‌های متنوعی داشته باشیم:
– نمایش کیفیت چای با استفاده از روایتی از شالیزارهای چای
– نمایش کیفیت چای با استفاده از فرآیند خشک کردن و بسته‌بندی
– نمایش کیفیت چای با مقایسه رنگ چای‌های با کیفیت و بی‌کیفیت
– نمایش کیفیت چای با ارائه اطلاعاتی به مخاطب درباره زمان مناسب دم کشیدن چای کیسه‌ای

 

برای دسترسی کامل به این مطلب و صدها مطلب تخصصی دیگر لازم است در سایت ثبت‌نام کنید.

انتقال پیام به مخاطب پیچیده است، سعی می‌کنیم با خوراک‌های کاربردی این پیچیدگی را ساده‌تر کنیم.

عضویت

شرایط عضویت ویژه چیست؟هرماه یک همبرگر ;)

 

ادامه همین موضوع ...(قبلی) چه اطلاعاتی درباره مخاطب به ما در روایتگری کمک می‌کند؟ابزار روایتگری: فضای خالی داستان | چه موضوعاتی ارزش روایی دارند؟ (بعدی)