درباره طرح کلی داستان صحبت کردیم، درباره اینکه شخصیت اصلی داستان کیست، چه چیز می‌خواهد و چه موانعی بر سر راه او قرار می‌گیرد و در نهایت چطور به خواسته خود می‌رسد. در این مطلب درباره ذینفعان روایت صحبت می‌کنیم. این بخش در ابزار روایتگری در همان قسمت طرح کلی داستان قرار گرفته است، چرا که لازم است وقتی درباره طرح کلی داستان تصمیم‌گیری می‌کنیم، ذی‌نفعان داستان را در نظر گرفته و بررسی کنیم که روایت، چه پیام‌هایی به گروه‌های مختلف مخاطب منتقل می‌کند. تصور کنید یک شرکت تاکسی اینترنتی، داستانی هیجان‌انگیز از پشتیبان‌های شرکت روایت می‌کند، اینکه چطور به‌صورت شبانه‌روزی مشغول حل اختلاف راننده و مسافر هستند و زحمت زیادی می‌کشند.

مثلا «داستان راننده پرحرف»: مسافری تماس می‌گیرد و از اینکه راننده از ابتدا تا انتهای مسیر صحبت کرده است شکایت می‌کند، مسافری که با عجله می‌خواسته به امتحان زبانش برسد و قرار بوده در راه جزوه‌هایش را مرور کند، به‌خاطر پرحرفی راننده نتوانسته به هدف خود برسد.

این مجموعه داستان‌ها می‌تواند برای مسافرین جذاب باشد، احتمالا حس همزاد پنداری هم پیدا می‌کنند، می‌شود پیش‌بینی کرد که کارمندان بخش پشتیبانی هم از این سلسله داستان‌ها راضی هستند و احساس غرور می‌کنند که در این بین آنها هم دیده شدند. اما راننده‌ها چطور؟ کسانی که در حال حاضر به‌عنوان بخش مهمی از کسب‌وکار تاکسی اینترنتی مشغول خدمت‌رسانی هستند، بعد از این سری ویدئو‌ها چه احساسی دارند؟ خانواده‌های راننده‌های تاکسی‌های اینترنتی چطور؟ افرادی که در آینده می‌توانستند عضوی از خانواده آن تاکسی اینترنتی باشند چطور؟‌ در این بخش قرار است ذینفعان روایت را مشخص کنیم و بررسی کنیم که روایت‌ما چه پیامی به هر گروه از ذینفعان روایت منتقل می‌کند.

 

ابزار روایتگری کانتنت‌برگر ذینفعان روایت

 

ذینفعان مستقیم روایت:
ذینفعان روایت (مستقیم) منظورمان کارمندان، مشتریان، سهامداران یا اعضاء هیئت‌مدیره هستند. ممکن است داستانی برای کارمندان‌مان بسیار جذاب باشد، اما برای مشتریان اینطور نباشد. مثلا در کسب‌وکار گردشگری می‌توانیم داستان‌هایی از پکیج‌های حرفه‌ای تعریف کنیم، پکیج‌هایی که کارمندان فروش شرکت بخاطر تجربه و اطلاعاتی که از کشورهای مختلف در اختیار دارند می‌توانند برای مشتریان تنظیم و به آنها معرفی کنند، در واقع همه روزهای سفر را بسیار هیجان‌انگیز برنامه‌ریزی کرده و لازم نباشد مشتری جز بستن چمدان کار دیگری انجام دهد.
وقتی این مجموعه داستان‌ها را روایت می‌کنیم، ممکن است هم کارمندان خوشحال شوند و هم مشتریان، اما از طرفی چنین داستانی می‌تواند پیامی را به برخی مشتریان منتقل کند که نتیجه عکس بدهد. گروهی از مشتریان هستند که دوست دارند سفرهایی خاص را تجربه کرده و حس کنند خودشان سفر را برنامه‌ریزی کرده‌اند نه دیگری! پس احتمالا نه‌تنها روایت‌های ما برایشان جذاب نیست، بلکه در اینکه ما گزینه مطلوبشان برای سفر نیستیم مطمئن می‌شوند. اتفاقا این گروه از مشتریان در کسب‌وکار ما قرار است مشتری سودآور باشند.

 

داستانسرایی کانتنت برگر

 

پودر کیک از شما، تخم مرغ از مشتری:
تجربه پخت کیک آماده دارید؟ از همان پودرهایی که چند تخم مرغ و کمی شیر می‌خواهد و در یک ساعت می‌توانید کیک خانگی آمادگی کنید.
شرکت‌هایی که سازنده پودر‌های کیک آماده هستند می‌توانند از شیرخشک در کیک استفاده کرده و فکری هم به‌حال تخم مرغ کنند تا نیازی نباشد مشتری زحمت کشیده و تخم مرغ و شیر را با پودر کیک ترکیب کند. اما چرا اینکار را نمی‌کنند؟ مشتری دوست دارد که خودش کیک خانگی درست کند و برای اینکار تلاش کند، بعضی‌ها که روحیه‌ خلاق‌تری دارند برای همین دو کار ساده خلاقیت‌ به خرج می‌دهند. مثلا به‌جای دو تخم مرغ یک تخم مرغ ریخته و بیشتر هم می‌زنند. یا شیر را بیشتر می‌ریزند تا طعم متفاوت‌تری داشته باشد. شرکت‌های سازنده پودر آماده کیک هم در جریان این سبک خلاقیت‌های مشتری هستند، در واقع استقبال هم می‌کنند، چون در نهایت مشتری خودش را قهرمان می‌بیند.

به مثال قبل برگردیم، گاهی لازم است حس برنامه‌ریزی شخصی را از مخاطب نگیریم، حتی اگر خودمان از ۰ تا ۱۰۰ را برایش برنامه‌ریزی کرده‌ایم. پس وقتی در برنامه‌ریزی سفر ذینفعان مختلف را مشخص می‌کنیم، می‌توانیم با کمی تغییر در طرح کلی داستان، هوای ذینفعان محتلف روایت را داشته باشیم.

برای دسترسی کامل به این مطلب و صدها مطلب تخصصی دیگر لازم است در سایت ثبت‌نام کنید.

انتقال پیام به مخاطب پیچیده است، سعی می‌کنیم با خوراک‌های کاربردی این پیچیدگی را ساده‌تر کنیم.

عضویت

شرایط عضویت ویژه چیست؟هرماه یک همبرگر ;)

 

ادامه همین موضوع ...(قبلی) ابزار روایتگری: طرح کلی داستان | داستان از کجا شروع شده و چطور تمام می‌شود؟ابزار روایتگری: کانال توزیع روایت | چه برنامه‌ای برای توزیع روایت داریم؟ (بعدی)